سيد محمد باقر برقعى

3242

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ترانهء ناهيد اى آسمان ترانهء ناهيدها چه شد * فرياد شب شكستن خورشيدها چه شد از بام عرش مژدهء بانگى نمىرسد * پژواك هم‌سرايى مهشيدها چه شد چاووش‌خوان قافلهء روشنى كجاست * سردار فاتح دژ جمشيدها چه شد وان هاىهوى و نعرهء ديوانگان باد * در حلقه‌هاى خم به خم بيدها چه شد گفتى به پرده‌ها كه فروگيرم از يقين * درهم كشم دريچهء ترديدها چه شد ما را قمر ز دايره داسى نمود و بس * جشن درو به خرمن خورشيدها چه شد اى آسمان ، تفأل اشكى مگر زنى * در چشم شب تبلور ناهيدها چه شد واژه‌هاى طوفانى يك پياله مىخواهم يك پياله ويرانى * جرعه‌اى فراموشى ، ساغرى پريشانى در فلك دراندازم آذرخش بنيان كن * جان آسمان سوزم ، با شرارى انسانى رعد آتش‌افكن كو ، سيل خانمان كن كو * جان من برآشفت از گريه‌هاى بارانى در ميان باغ امشب فتنه‌ها برانگيزم * با زبان خاموشى با حديث پنهانى خواب نسترنها را سربه‌سر برآشوبم * بس‌كه جلوه انگيزم از خسى بيابانى خون سرد زنجيرم در رگان بيداران * خواب شعله مىبينم شعله‌هاى عصيانى شعر من پريشان شو ، آتشين و پيچان شو * رايتى برافراز از واژه‌هاى طوفانى